خلاصه فصل 2 قسمت 9: یک ماجراجویی “عجیب” برای پگی و کههوری
به گزارش وبسایت دانلود فيلم و به نقل از برخورد دهنده این فقط یک اتفاق نخواهد بود اگر …؟ فینال بدون یک رویداد متقاطع از قسمت های قبلی، آیا؟ فصل 1 «نگهبانان چندجهانی» را برای ما به ارمغان آورد، با «ناظر» (جفری رایت) برای جذب یک قهرمان تقریباً از هر قسمت قبلی تا بتوانند
به گزارش وبسایت دانلود فيلم و به نقل از برخورد دهنده این فقط یک اتفاق نخواهد بود اگر …؟ فینال بدون یک رویداد متقاطع از قسمت های قبلی، آیا؟ فصل 1 «نگهبانان چندجهانی» را برای ما به ارمغان آورد، با «ناظر» (جفری رایت) برای جذب یک قهرمان تقریباً از هر قسمت قبلی تا بتوانند به هم بپیوندند و اولترون (راس مارکاند) را شکست دهند.
این بار، کمتر بحث بیرون کشیدن از هر اپیزود است، و بیشتر به نتیجهگیری از سه گانه غیررسمی کاپیتان کارتر (هیلی آتول) که در طول فصل در جریان بوده است. به هر حال، چرا این تنها اپیزود این فصل است که با لوگوی کامل مارول به سبک فیلم افتتاح میشود که چی میشد اگر…؟ نسخه های شخصیت ها؟
“چه می شود اگر …؟” چیست؟ فصل 2 قسمت 9 درباره؟
The Watcher همه چیز را با جلب کردن ما به کاپیتان کارتر آغاز می کند، و اینکه چگونه او در سال 1602 در لندن در یک میخانه نشسته بود، یک اتفاق که اگر اولین بار بود که آن را در این فصل می شنویم موثرتر بود. من به شدت با تاکید بر کاپیتان کارتر مخالف نیستم. من از طرفداران پر و پا قرص مامور کارتر در زمان پخش آن بودم، و من روی این نسخه از تلاش پگی برای خوشبختی با نسخه ای از استیو راجرز سرمایه گذاری کرده ام. اما زمانی که سریال بین شخصیتهایی که در موقعیتهای جدید میشناسیم، و در اصل نمایش کاپیتان کارتر، شخصیتهایی را که میشناسیم، به صورت متناوب و مستقل تغییر میکند، کمی تازیانه شنیده میشود. این یک نوع MCU مینی و چندوجهی را در یک نمایش ایجاد می کند که حداقل در ابتدا به نظر نمی رسید که می خواست چنین باشد.
در هر صورت، اپیزود اصلی در آن میخانه 1602 شروع می شود، با پگی نوشیدنی با استرنج سوپریم (بندیکت کامبربچ)، تازه وارد از آینده. پگی از او می خواهد که او را به زمان خودش برگرداند و استرنج از انجام این کار بسیار خوشحال است. The Watcher به ما یادآوری می کند که این نسخه ای از استفان استرنج است که دنیای خودش را در تلاش برای جلوگیری از مرگ عشقش کریستین پالمر نابود کرد، و اگر کسی باشد که بتوانیم به آن اعتماد کنیم که فقط نیت های خوب و نوع دوستانه در قلب داشته باشد، آن مرد است که برای او کافی بود هرگز کافی نبود اما The Watcher میگوید که این دو باید اکنون با هم متحد شوند تا از یک تهدید بیسابقه دیگر جلوگیری کنند، و در حالی که ما نمیتوانیم به Strange اعتماد کنیم، قطعاً میتوانیم به Watcher اعتماد کنیم، درست است؟
استرنج، پگی را به Sanctum Infinatum خود می برد، یک سازه کاخ مانند خالی به جز گوی های کریستالی بی شماری که دیوارها را پوشانده اند، که هر کدام حاوی یک «قاتل جهان» هستند، موجودات قدرتمندی که به گفته استرنج در تلاش برای نابودی جهان های خود بودند – Infinity Ultron. ، تانوس، لوکی، لیست ادامه دارد و ادامه دارد. استرنج ماموریت خود را برای سفر به این جهانهای مربوطه و به دام انداختن آنها در این کریستالها، نجات جهانهای مربوطه از نابودی قرار داده است، کاری که او بهسختی اظهار میکند که Watcher هرگز انجام نمیدهد. ظاهراً او فراموش کرده بود که او و پگی چگونه با هم آشنا شدند.
اما او فقط او را به اینجا نیاورد تا جذاب ترین مجموعه اکشن فیگور دنیا را به نمایش بگذارد. او نیز به کمک او نیاز دارد. یکی از موجودات خطرناکی که او به دام افتاده است فرار کرده است و برای ردیابی آنها به کمک پگی نیاز دارد. در ابتدا، پگی امتناع میکند و میگوید ناظر مداخله آنها در چندجهانی را تایید نمیکند – یعنی تا زمانی که استرنج به او یادآوری میکند که فقط نسخه جایگزینی از لندن 1602 را ذخیره کرده است، بنابراین شاید او توان زیادی برای انجام آن نداشته باشد. ایستادن با آن شواهد ناخوشایند، پگی موافقت می کند که کمک کند.
درست همانطور که استرنج به پگی زره اصلی خود را پس میدهد و میخواهد او را به جایی بفرستد که آخرین بار این موجود قدرتمند را ردیابی کرده است، پگی تعجب میکند که اصلاً چرا به کمک او نیاز دارد. او توضیح می دهد که پگی عنصر غافلگیری است که “او” مرموز را غافلگیر می کند. پگی می پرسد که چگونه متوجه می شود “او” را که به دنبالش است پیدا کرده است و استرنج با یک “می دانی” بسیار مفید پاسخ می دهد. سپس دوباره، موجودات ابرقدرت دقیقاً با هم ترکیب نمی شوند، بنابراین شاید او نقطه ای در آنجا داشته باشد.
پگی کارتر با کهوری در «چه میشد اگر…؟» همکاری میکند؟
پگی به نقطهای در داکوتای جنوبی میرود که استرنج برای آخرین بار آن موجود را دیده است، و جنگلی ویرانشده را میبیند که به نسخهای بسیار متفاوت از کوه راشمور منتهی میشود، که فقط صورت رد اسکال در دامنه کوه حک شده است. ناظر پگی را آنجا پیدا میکند و به او میگوید که در این جهان، بمبی که در طول پروژه تولد دوباره منفجر شد – جایی که بسته به جهان، پگی یا استیو سرم فوقالعاده جامد را دریافت کردند – بزرگتر از حد انتظار بود و هر دوی آنها را کشت. اجازه دادن به Hydra برای استفاده از Tesseract برای پیروزی در جنگ جهانی دوم. پگی از اینکه The Watcher او را در اینجا تعقیب کرد، اما به نظر نمیرسد علاقهای به کمک به او داشته باشد، خشمگین است و او را به خاطر دخالت در دنیای دیگری که مال او نیست سرزنش میکند. وقتی او پاسخ میدهد که حداقل استرنج در واقع دارد کاری انجام میدهد، و نه فقط روایت میکند، The Watcher ناامید میشود و میرود.
این موجود قدرتمند خیلی سریع خود را به پگی می شناسد و فقط به صورت رگه ای از نور آبی Tesseract ظاهر می شود و پگی را مستقیماً به الاغ او می زند. این موجود به دور زدن پگی ادامه میدهد تا زمانی که پگی سپر خود را به سمت او میزند، و موجود آن را میگیرد، آنقدر ثابت میماند تا بتوانیم فردی را که استرنج میخواست دستگیر و زندانی کند…کهوری (دیوری جیکوبز) است. به نظر می رسد که وقتی او در پایان قسمت او به او ظاهر شد، کمتر او را برای نوعی ابتکار به خدمت گرفته بود و بیشتر برای زندانی کردن او بود. حدس میزنم استرنج سوپریم واقعاً میخواست مطمئن شود که استعمار افسارگسیخته اروپا اجازه دارد بدون محدودیت ادامه یابد.
کههوری به درستی حدس میزند که پگی برای کمک به نجات چندجهانی از دست او، به درخواست استرنج، آنجاست، سپس به کاپیتان میگوید که در واقع این استرنج است که قاتل جهان است. او برای نشان دادن حسن نیت، سپر پگی را به او برمی گرداند و به آن دو پیشنهاد همکاری می دهد. درست زمانی که یک صلح آزمایشی برقرار می شود، نوری در زیر هر دو آنها ظاهر می شود و آنها را به داخل Sanctum Infinatum می کشاند. استرنج خوشحال است که پگی خیلی سریع کهوری را پیدا کرد و دوباره سعی کرد او را در کریستال محصور کند. کههوری دیوانه وار از “The Forge” یاد می کند و می پرسد که آیا استرنج اصلاً آن را به پگی ذکر کرده است؟ استرنج همه را به عنوان یک دروغ رد میکند، راهی مطمئن برای دانستن اینکه او چیزی را پنهان کرده است، بنابراین کههوری اضافه میکند که استرنج فقط قاتلان جهان را جمع نمیکند، بلکه قهرمانها را جمعآوری میکند – تا همه آنها را به “The Forge” تغذیه کند و جهان خودش را احیا کند. اکنون که حقیقت وجود دارد، استرنج از تلاش برای انکار آن دست می کشد و تلاش خود را بر به دام انداختن درست کههوری متمرکز می کند.
پگی متوجه می شود که او همه این کارها را برای نجات کریستین انجام می دهد و استرنج می گوید که او از هر کسی باید بفهمد چه چیزی او را هدایت می کند و به او می گوید که برای استیو نیز همین کار را می کند. به نظر می رسد که پگی در واقع برای یک ثانیه آن گزینه را می سنجد، تا زمانی که ببیند استرنج چقدر به کهوری آسیب می زند و چقدر دور شده است، سپس وارد می شود و جریان جادوی او را قطع می کند. و فقط دوبار کههوری از او کمک خواست قبل از این کار! خوب، حداقل او اکنون کار درست را انجام می دهد. او به استرنج میگوید که هرگز چنین کاری را برای استیو انجام نمیدهد، و استیو هرگز نمیخواهد او را انجام دهد، به این معنی که کریستین دوست ندارد بداند استرنج برای بازگرداندن او چه تلاشی میکند. استرنج به زیرمتن نمیپردازد و مرگ کههوری را بهایی ناچیز برای رسیدن به آنچه میخواهد اعلام میکند.
پگی متوجه میشود که نمیتواند به تنهایی جلوی او را بگیرد، اما خوشبختانه، او واقعاً تنها نیست: او همه آن قهرمانان متبلور و شرور را دارد که به او کمک کنند. پگی سپر خود را به سمت دیوار پرتاب می کند و دسته ای از اکشن فیگورهای ضرب المثل را از بسته بندی اصلی خارج می کند و استرنج را خشمگین می کند. حالا حواسش پرت شده از اتاقی پر از موجودات فوق العاده خشمگین، پگی کههوری را می گیرد تا او را از آنجا بیرون کند و فورج را قبل از اینکه فرصتی برای استفاده از آن پیدا کند، نابود کند. هر دوی آنها از بینظمترین صحنهی مبارزهای که مارول تا به حال انجام داده است، بیرون میآیند، اما وقتی با مه و چراغ قرمز شوم مواجه میشوند، در مسیر خود متوقف میشوند. واندا اینجاست، اما نه فقط واندای معمولی… زامبی واندا، همراه با ارتش زامبی. این زوج در میان جمعیت مبارزه میکنند و تقریباً توسط تعداد زیادی زامبی غرق میشوند، تا زمانی که چشمهایشان سبز میشود. هلا (کیت بلانشت) برای نجات این روز آمده است. به نوعی
ممکن است زامبی ها دیگر در صدد کشتن آنها نباشند، اما حالا هلا می خواهد که هر دو در مقابل او زانو بزنند. کههوری تقریباً آماده است که هلا را با ملکه ایزابلا درمان کند، الهه مرگ یا نه، اما با ورود سورتور (کلنسی براون) متوقف می شود و او و هلا به جای آن با یکدیگر دعوا می کنند. پگی و کههوری فرصت دارند تا به فورج برسند، به خصوص که استرنج شروع به فرستادن افرادی مانند تانوس به دنبال آنها کرده است. اما حتی تانوس هم چیزی در یک Killmonger مسلح به Infinity Stones ندارد، که پگی او را به خوبی از مبارزه برای نجات مولتیورس به یاد میآورد. اما او همچنین متوجه می شود که راه حل درست در مقابل آنها است و به کهوری می گوید که برای جلوگیری از استرنج، آنها باید سنگ ها را از کیل مونگر دور کنند. کههوری این کار را پذیرفته و کیل مونگر را به جنگ پر هرج و مرج که برای استرنج ترک کرده بودند، منفجر می کند و تنها لباس پوشیده از سنگ اینفینیتی را پشت سر می گذارد. پگی کت و شلوار را لمس می کند و شش سنگ خود را در زره او جاسازی می کنند.
پیروزی آنها کوتاه مدت است، زیرا کههوری صدای استرنج را میشنود که The Force را شلیک میکند، وسیلهای به رنگ ارغوانی روشن و شبیه کوه Doom با مسیری بسیار خطرناک و بدون نرده محافظ. زمانی که آنها به آنجا میرسند، استرنج در حال حاضر منتظر آنها است، زیرا از زره جدید سنگ اینفینیتی پگی نگران نشده است، زیرا او قبلاً به شکست آن زره کمک کرده است. به نظر می رسد پگی به طرز قابل توجهی مطمئن است که این بار متفاوت خواهد بود زیرا او همان کسی است که کت و شلوار پوشیده است، اما سپس سپر خود را به سمت او پرتاب می کند (این بار با درخشش سنگ بی نهایت!). جفت آنها از هم جدا می شوند که Strange یک جفت اژدها را روی آنها می خواند. پگی با استفاده از زره جدید خود با جانوران مقابله می کند در حالی که کههوری بر نابودی فورج تمرکز می کند.
دعوا مطمئناً زمانی که پگی زره خود را به دست میآورد، و این دو زن به کار کردن با هم دست مییابند، مسیر جالبی به خود میگیرد، هرچند که به توقف کامل استرنج نزدیکتر نمیشوند. وقتی استرنج مدام آنها را برای حلقه پرتاب می کند، جلب توجه آنها به Forge دشوار است. او طعنه کههوری را در مورد تعداد زیادش خیلی جدی میگیرد و یک ارتش کامل از سوپرایزهای عجیب را احضار میکند، که فقط به پگی الهام میدهد که همین کار را انجام دهد و خودش و کهوری را تکرار کند. این استرنج را برای مدت طولانی نگه نمیدارد، زیرا او تمام زنان تکراری را به پروانه تبدیل میکند و پگی را مجبور میکند تا یک فلاش بک از روزی که سرم سوپر سرباز را دریافت کرد، بسازد.
او پلک می زند و خود را در آزمایشگاه، در کنار استیو (جاش کیتون) می بیند و در مورد اینکه آیا واقعاً این اتفاق می افتد یا نه. او و استیو به سمت سکو می روند، جایی که دکتر ارسکین (استنلی توچی) در حال آماده شدن برای دادن سرم به استیو است. استیو به او می گوید که او را دوست دارد، و پگی مجبور می شود اعتراف کند که این فقط تصویری است که استرنج در سرش می گذارد. پگی از آن خارج می شود (با دک کردن استرنج) و همه را از مبارزه در سالن اصلی بیرون می کشد و سعی می کند آنها را در فورج رها کند. کههوری سعی می کند او را متوقف کند، و زوج یویو شخصیت های داخل و خارج از فورج را متوقف کند. ما در حال حاضر در خانه هستیم، و این سکانس بسیار طولانی می شود، زیرا این دو زن شجاعانه مبارزه می کنند تا استرنج را از احساس استحقاق خود نجات دهند.
هنگامی که همه به داخل فورج می افتند، شروع به پرتاب سلاح های قدرتمند خود به سمت زنان می کنند: کلاه ایمنی هلا، چکش ثور، حلقه های ون وو، که به اندازه کافی حواس استرنج را پرت می کند تا کههوری دریچه هایی را در زیر قهرمانان و تبهکاران در حال سقوط باز کند و همه آنها را تا جایی که می تواند به خانه بفرستد. از جمله دوستش اتاهرک. هر دوی آنها ترکیبی از اسلحه ها را به دست می آورند، حالا در نهایت دست بالا را در مبارزه به دست می آورند تا اینکه استرنج به یک دیو شاخدار عظیم تبدیل می شود، که به نظر می رسد هنوز فکر می کند فقط کریستین را برمی گرداند و هیچ کدام از اینها باعث توقف او نمی شود. همه. سنگ های بی نهایت از زره پگی می افتند و کههوری به او کمک می کند تا آنها را در دستکشی قرار دهد که از آن استفاده می کند تا به معنای واقعی کلمه شیطان را از استرنج بیرون بیاورد.
با بازگشت استرنج به حالت عادی، پگی از او میپرسد که چگونه میتوانند جلوی انفجار فورج را بگیرند، و استرنج میگوید که نمیتواند کمکی بکند زیرا اندوه او بسیار قوی است. کریستین پالمر، واقعاً چه چیزی در این مرد دیدی؟ منظورم این است که او یک جراح است، من مطمئن هستم که او با دستانش خوب است، اما او در همدلی یا داشتن دیدگاه آنقدر عالی نیست، درست است؟ شیطان برای مدت طولانی از او دور نمی ماند و او یک بار دیگر به یک شیطان تبدیل می شود و پگی را به سبک بالروگ به داخل گودال می کشد. استرنج به اندازه کافی کنترل میشود تا خود شیطانیاش را به اعماق بکشد در حالی که پگی را روی تاقچه آویزان میکند، اما این مانع از انفجار ظاهرا فورج نمیشود.
چه میشود اگر…؟» فصل 2 پایانی به یک نتیجهگیری عجیب میرسد
پگی یک بار دیگر سیاه می شود و در جایی جدید بیدار می شود، این بار در فضای خالی کریستالی مانند جایی که The Watcher تمام تماشای خود را انجام می دهد. او به او اطمینان می دهد که او را بیرون کشیده و قبل از انفجار کههوری را به خانه بازگردانده است. سپس آن دو وارد دنیایی شدند که استرنج در تلاش بود تا دوباره خلق کند. The Watcher به پگی می گوید که در حالی که او در بازسازی آن موفق بود، هرگز در آن متولد نشد و بنابراین هرگز آن را نخواهد دید. او همچنین میگوید که باور پگی به آن ذرهای از خیر در استرنج بود که اجازه داد جهان دوباره خلق شود، زیرا این طرف او بود که آن را مدیریت کرد، و این طرفی بود که او هرگز از آن دست نکشید. ناظر بالاخره پیشنهاد میکند که پگی را به جهانش بازگرداند، اما او از او میخواهد که مسیر منظرهای را به عقب برگرداند، کنجکاو ببیند که مولتیورس چه چیز دیگری برای ارائه دارد، و ناظر او را به مکانی میکشاند که به طرز وحشتناکی شبیه جایی است که ما داریم. لوکی (تام هیدلستون) را در پایان فصل 2 لوکی پیدا کنید. من معمولاً می گویم این فقط یک تکان دادن سر زیبا بود، اما با توجه به اینکه این نمایش چگونه پیش رفته است، چه کسی می داند؟ شاید لوکی و کاپیتان کارتر در فصل سوم اسپین آف خود را دریافت کنند.
به سختی می توان به طور دقیق احساس کرد که در کل فصل چه احساسی دارم. اپیزودهای مجزای مجزا عالی و بسیار سرگرم کننده بودند و واقعاً چه چیزی باعث می شود اگر…؟ خیلی خاص. از طرف دیگر، به عنوان یکی از طرفداران بزرگ پگی کارتر، دوست داشتم که او در این فصل بارها ظاهر شد، و یک مینی آرک واقعا جالب دریافت کرد، حتی اگر او هنوز موفق نشده باشد. با این حال، من فکر می کنم که این دو ترکیب عجیبی را ایجاد می کنند. سخت است احساس کنیم که مستقلها به اندازه بقیه مهم هستند، وقتی آنها به پایانی که ظاهراً فصل در حال ساخت آن بود نمیخورند، شخصیتها به ظاهری کوتاه تبدیل میشوند. من ماهیت اکثر تلویزیونها را درک میکنم که لزوماً به این معنی است که باید چیزی را بسازند، اما وقتی همه اپیزودها بلوکهای سازنده نهایی در نظر گرفته نمیشوند، خستهکننده است. همانطور که فصل 2 سرگرم کننده بود، من دوست دارم فصل 3 را ببینم که یا به طور کامل متعهد به تبدیل شدن به یک MCU مینی متحرک باشد، یا اینکه به طور کامل به فرمت مستقلی که در فصل 1 دیدیم بازگردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0