کد خبر : 210069
تاریخ انتشار : یکشنبه 20 آگوست 2023 - 16:47

نقد و بررسی: باروز: فیلم

نقد و بررسی: باروز: فیلم

  به گزارش بلو سابتایتل و به نقل از مجله کج مستند هاوارد بروکنر در مورد ویلیام اس. باروز که در سال 1983 منتشر شد، نسخه ای توسعه یافته از پروژه پایان نامه ارشد کارگردان در سال 1978 در دانشگاه نیویورک بود. باروز در طول ساخت فیلم به بروکنر همکاری کامل داد و نتیجه یک

 

به گزارش بلو سابتایتل و به نقل از مجله کج مستند هاوارد بروکنر در مورد ویلیام اس. باروز که در سال 1983 منتشر شد، نسخه ای توسعه یافته از پروژه پایان نامه ارشد کارگردان در سال 1978 در دانشگاه نیویورک بود. باروز در طول ساخت فیلم به بروکنر همکاری کامل داد و نتیجه یک مصنوع سینمایی منحصر به فرد است، یک بیوگرافی تصویری کاملا شفاف از یک غول ادبی. با توجه به موقعیت افسانه ای باروز به عنوان قدیس حامی بیت ها، ممکن است تعجب آور باشد که نویسنده ای با قد و قامت باروز چنین دسترسی نامحدودی به یک فیلمساز دانشجو ارائه دهد. اما این فیلم به ما یادآوری می کند که در اوایل دهه 1980، کشف مجدد او در آمریکا به تازگی در حال انجام بود و شاهد این رنسانس آرام است. بی‌تجربگی بروکنر در سرعت نامشخص و تدوین بی‌حساب فیلم مشهود است، اما شور و شوق جوانی او به موضوع و تمایل به بازی با فرم مستند، آیینه‌ای از سبک تجربی خود نویسنده، بیشتر این کاستی‌ها را جبران می‌کند.

سنت لوئیس دو تن از عجیب‌ترین و جذاب‌ترین شخصیت‌های ادبی آمریکا را خلق کرد. مانند T.S. الیوت، باروز یک شخصیت عمومی بد خلق کرد و ریشه های غرب میانه خود را انکار کرد تا تبدیل به یک زیبایی شناسی عجیب و غریب و جهان وطنی شود. در این فیلم، باروز از زادگاهش دیدن می‌کند و با یادآوری اینکه یکی از آشنایان دوران کودکی او را «جسد متحرک» خطاب می‌کند، لبخند شگفت‌انگیزی می‌زند. زمانی که نویسنده آنجاست، به نظر می‌رسد که نویسنده راحت‌ترین خاطره را با باغبان سابق خانواده‌اش درباره پسر مرده دومی مرور می‌کند. از سوی دیگر، باروز در سکوتی مبهوت‌آمیز گوش می‌دهد که برادرش، مورتیمر، او را به خاطر زبان «نفرت‌انگیز» در ناهار برهنه تنبیه می‌کند. با این وجود، این تصور مشخص به دست می‌آید که نویسنده این جهان را به هر کجا که می‌رفت در درون خود حمل می‌کرد، و هرگز خود را به طور کامل از قدرت خفقان‌آور آن خلاص نکرد.

 

در نیویورک، جایی که باروز در زمان ساخت فیلم زندگی می کرد، نشان داده شد که به طرز عجیبی با دوستان مشهورش خاطره می زند. مثل همیشه، آلن گینزبرگ همه چیز را زنده می کند و سال های اولیه دوستی و موفقیت ادبی آنها را با حضور منحصر به فرد رابلی خود زنده می کند، در عین حال خود را تحقیرکننده و خلع سلاح صمیمانه. اما جالب ترین پویایی فیلم، رابطه تقریبا ادیپی بین باروز و دو پسرش، ویلیام باروز جونیور و جیمز گرهولز خوانده شده است. اگر باروز پدر، محو شده سقراطی نسل بیت بود که همراهان جوان‌ترش را وارد اسرار ادبیات و عرفان شرقی می‌کرد، پس گراورهولز ارومنوس اواخر دوره آن بود. گراورهولز قبل از اینکه به عنوان معشوق باروز و بعداً مدیر زندگی کند، توسط گینزبرگ وارد گروه شد و به نیروی اصلی تولد دوباره هنری نویسنده تبدیل شد. باروز جونیور به‌عنوان یک ثانویه دور در محبت‌های پدرش به تصویر کشیده می‌شود، و بدتر شدن وضعیت سلامتی او در طول فیلم تنها به ناامیدی که در زیربنای سطح تصویری اثر است می‌افزاید.

باروز که توسط گینزبرگ و جک کرواک به عنوان باهوش‌ترین مرد آمریکا یاد می‌شود، به‌عنوان چهره‌ای عجیب غیرقابل معاشرت ظاهر می‌شود، حتی به طرز دردناکی. در حالی که به نظر می‌رسد کتاب‌های عمومی او به خوبی مورد توجه قرار می‌گیرد، آپارتمان اسپارتانی و عایق صوتی او در منهتن، از زندگی‌ای که بیشتر در خلوت سپری شده صحبت می‌کند. اگرچه با دوستان و خانواده مهربون مصاحبه می شود و خود نویسنده به شب هایی که در مهمانی های شام می گذرانده است، گواهی می دهد، فیلم نشان می دهد که این ناسازگار غربی میانه پولدار در تمام طول زندگی اش دچار تنهایی و افسردگی شده بود. به این ترتیب، فیلم گاهی اوقات باعث تماشای ناخوشایند می شود، زیرا مشخص نیست که آیا این احساس انزوا از سوی فیلمساز عمدی است یا صرفاً یک سوء ظن در ذهن تماشاگر.

نمایشی بودن متناقض خوانش های عمومی باروز هرگز موفق نمی شود. و در حالی که او حتی می پذیرد که صحنه ای از یکی از کتاب هایش را برای دوربین دوباره اجرا کند، نوشته هایش روی پرده هرگز به اوج نمایشی جذابی که در صفحه می رسد نمی رسد. باروز علیرغم تحویل سختش، با پیشرفت فیلم به طرز فزاینده‌ای دلپذیرتر می‌شود. مهارت‌های او به‌عنوان یک دونده خودبه‌خود منحصربه‌فرد است، که بیشتر به دلیل بیان متمایز، مستقیم و شیوایی دایره‌المعارفی اوست. از نشستن و گوش دادن به داستان های افسانه ای زندگی نمادین او لذت بخش است: قتل همسرش در بازی مستی ویلیام تل، سال های مصرف مواد مخدر در طنجه (و تقریباً در هر جای دیگر)، جعبه ارگون ویلهلم رایش (که به آن بیل طول عمر خود را اعتبار می دهد) و غیره. و با این حال، یک نفر از پایان فیلم عمیقاً ناآرام و غمگین می شود، گویی بهای بسیار بالایی برای هنری که از این همه حاصل شده پرداخت شده است.  

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

توتون طبیعی اورگانیک

مبل مینیمال

دانلود فيلم

خرید لاستیک سنگین

بنزین سیار تهران

ترينر

خريد بک لينک

زيرنويس

خرید رپورتاژ آگهی دائمی